عبد الله احمديه

165

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

- در تاريخ 10 / 9 / 32 شوهر خود را كه دچار بيمارى گريپ شده بود به مطب آورد . از حالش جويا شدم اظهار رضايت نمود هيچ‌گونه شكايت و ناراحتى نداشت و بطور كلى بهبود يافته بود . اين خانم هرچندى يك بار راهنماى يك بيمار شده و به مطب مىآيد . ضمنا دستوراتى نيز براى خود مىگيرد . در تاريخ 13 / 11 / 33 به نزدم آمد . شش‌ماهه حامله بود . دستورات بهداشتى به او دادم . در سلامت كامل به سر مىبرد . * * * * بيمار پانزدهم در تاريخ 5 / 3 / 33 آقاى احمد خ . ك . 43 ساله به مطب آمد . شكايت از ناراحتى گلو و عسر بلع داشت . گفت چنديست كه بدين مرض گرفتار شده است . خود ، علت بيمارى را از « سردى » تشخيص داده بود . مىگفت علت بيماريم را كرارا به پزشكان معالجم يادآور شده‌ام ولى آنها توجهى به اين امر ننموده‌اند . از سوابق بيمارى شخصى و خانوادگىاش جويا شدم . اظهار داشت « در كودكى پدرم را از دست دادم كه علت مرگش را نمىدانم . مادرم در 75 سالگى به علت ابتلاء به مرض نوبه و ورم كليه فوت شد . شخصا از طفوليت تحمل خوردن خوراكىهاى « سرد » را نداشتم و اصولا تمايلى هم به خوردن آنها نداشتم ، فقط گاهى كاهو و سركه مىخوردم . بالعكس علاقه‌ام به صرف غذاها و خوراكىهائى با طبيعت گرم بود . از حدود 9 سال پيش دچار عارضه عسر بلع شدم كه به مرحوم دكتر حبيب عدل متخصص گوش و حلق و بينى مراجعه كردم . ايشان پس از معاينه بسيار دقيق گفتند هيچ‌گونه عيب و علتى در گلوى شما مشاهده نمىشود . كارت معرفى نوشتند و مرا نزد آقاى دكتر ثمرى راهنما شدند . ايشان بيمارىام را از كبد تشخيص دادند و نسخه‌اى دادند . از جمله آنكه قبل از هر غذا 4 گرم سولفات دومنيزى بخورم . در همين زمان بود كه مادر پيرم درگذشت و ناراحتى من دوچندان شد . چون عمل بلع برايم خيلى دشوار شده بود و مرتبا داروهاى مسكن